خ
03 مرداد 1396 توسط كلثوم خرم روز
هر زمانی دل،میان سینه ام گم میشود یا به مشهد میرود،یا راهی قم میشود تا نگاه من به دریای ضریحش میرسد دل دگرگون میشود، غرق تلاطم میشود دانه دانه اشک های زائرانش میچکد زیر پاهای کبوترهاش گندم میشود نور می بارد چنان از گنبد این آفتاب در کنارش جلوه خورشید هم… بیشتر »